هنگامی که خورشید فرود خود را آغاز کرد و درخششی طلایی بر باغ انداخت، اما برای برنامه روتین عصر خود بازگشت. گرمای روز هنوز در هوا باقی مانده بود، اما باغ اکنون انرژی متفاوتی داشت، ساکت تر و آرام تر. اما قبل از اینکه به سر کار برود، لحظه ای از آرامش لذت برد.
اولین کار او بررسی آفات بود. اما ذره بین خود را برداشت و در میان ردیف سبزیجات قدم زد. او برگ ها و ساقه ها را از نزدیک بررسی کرد و به دنبال نشانه هایی از شته ها، کرم ها یا سایر آفاتی بود که می تواند به محصولاتش آسیب برساند. هنگامی که او مقداری شته روی یک گیاه فلفل پیدا کرد، آنها را با احتیاط با دست جدا کرد و محل آسیبدیده را با محلول سیر و صابون خانگی اسپری کرد که یک عامل بازدارنده طبیعی برای بسیاری از آفات باغ است.

بعد، اما توجه خود را به هرس معطوف کرد. او قیچی هرس خود را انتخاب کرد و به سمت بوته های گوجه فرنگی رفت. او مکنده ها را جدا کرد - آن شاخه های کوچکی که بین ساقه اصلی و شاخه ها رشد می کنند - تا اطمینان حاصل شود که انرژی گیاه به سمت تولید میوه هدایت می شود. او همچنین هر برگ زردی را که میتواند نشانه بیماری یا استرس باشد، کوتاه کرد. این هرس دقیق باعث رشد سالم تر و بازدهی بیشتر می شود.
با انجام هرس، نوبت به چنگ زدن رسید. اما چند چوب و ریسمان چوبی برداشت و به سمت بوته های لوبیا رفت. آنها به طور قابل توجهی رشد کرده بودند و برای ادامه صعود خود به حمایت نیاز داشتند. او چوبها را در خاک کنار هر گیاه فرو کرد و به آرامی ساقهها را با ریسمان به پایهها گره زد. این سیستم پشتیبانی به جلوگیری از سرنگونی گیاهان کمک می کند و لوبیا را تمیز نگه می دارد و به راحتی برداشت می شود.
با سرد شدن عصر، اما روی کود دهی متمرکز شد. او یک کود آلی را در قوطی آبیاری خود مخلوط کرد و به طور مساوی بین گیاهان توزیع کرد. این تغذیه عصرانه باعث تقویت تغذیه آنها در طول شب می شود و از رشد آنها حمایت می کند و آنها را برای روز بعد آماده می کند. اما یک کود آلی برای اطمینان از سالم بودن سبزیجاتش و عاری از مواد شیمیایی مضر انتخاب کرد.
سرانجام، اما آخرین آبیاری را انجام داد. آبیاری عصرانه بیشتر برای حفظ رطوبت خاک بود تا خیساندن گیاهان. او از شیلنگ خود با یک نازل اسپری ملایم استفاده کرد و یک غبار نوری ایجاد کرد که گیاهان را در طول شب بدون افزایش رشد قارچ هیدراته نگه می داشت.
اما با انجام وظایفش، ابزارهایش را تمیز کرد و با حفظ نظمی که برایش ارزش قائل بود، به سوله بازگرداند. او آخرین قدم زدنش را در اطراف باغ انجام داد و زیبایی آرام سبزی خود را در زیر غروب خورشید قدردانی کرد. به نظر میرسید که گیاهان کمی بلندتر میایستند، برگها کمی میچرخیدند تا نور باقیمانده روز را جذب کنند.
روال عصرگاهی اما به همان اندازه که در مورد پرورش باغش بود، در مورد ارتباط با آن بود. هر وظیفه ای که با دقت و توجه انجام می شد، به اکوسیستم پر رونقی که او ایجاد کرده بود کمک می کرد. وقتی دروازه باغ را بست، احساس رضایت و انتظار عمیقی برای برداشت محصول کرد.
