در پی تغییر و گذشت زمان ، حیاط خلوت مورد غفلت من به عنوان یک بوم آرزو برای جوان سازی است. مسلح با عزم و دید و دید زیبایی از زیبایی ، من به سفر بازسازی باغ خود - یک پناهگاه که زندگی را دوباره به زمین فراموش شده نفس می کشد ، شروع کردم.
روز اول: رونمایی از بوم

در حالی که من در میان چمن های بزرگ و علفهای هرز-} تختخواب خفه شده ایستاده ام ، نمی توانم کمک کنم اما احساس پیش بینی را احساس می کنم. اولین قدم در این سفر تحول آمیز شامل رونمایی از بوم بود. مسلح با قشرهای هرس و حس هدف ، شروع به پاکسازی بقایای غفلت کردم. هر برش مانند قول تجدید احساس می شد ، اعلامیه ای مبنی بر اینکه این فضا به زودی با زندگی در حال تحقق خواهد بود.
روز 5: هنر برنامه ریزی

با یک بوم واضح تر قبل از من ، کار دقیق برنامه ریزی را تعیین کردم. طرح ها و نمودارها همانطور که تصور می کردم طرح باغ را در سراسر میز من پخش می کند. تصمیمات مربوط به قرار دادن گلها ، درختچه ها و مسیرها انتخاب های دلخواه نبودند بلکه با هدف ایجاد یک ملیله هماهنگ از رنگ ها و بافت ها انتخاب می شدند. این یک مراقبه در مورد طراحی بود ، سمفونی عناصر که در انتظار ارکستر هستند.
روز 10: تولد دوباره خاک

قلب هر باغ شکوفا در خاک آن نهفته است. آزمایش و اصلاح خاک به یک گام مهم در این فرآیند بازسازی تبدیل شد. کمپوست و ماده ارگانیک معرفی شد و زمین یکبار تخلیه شده را به یک ماده مغذی- غنی برای ریشه برای ریشه ها تبدیل کرد. این یک ژست احترام به بنیادی بود که باغ من رونق می گرفت.
روز 15: کاشت بذر امید

با جوان سازی خاک ، زمان آن رسیده بود که زندگی را به باغ معرفی کنیم. عمل کاشت بذر به یک امر تشریفاتی تبدیل شد ، هر کپسول ریز و درشت نشان دهنده امید و پتانسیل است. از سالانه های پر جنب و جوش گرفته تا چند ساله محکم ، هر گیاه جایگاه خود را در منظره با دقت برنامه ریزی شده پیدا می کرد. احساس می کرد که من یک لحاف پر جنب و جوش از رنگهای گیاه شناسی را با هم می دوختم.
روز 20: پرورش رشد

با آشکار شدن روزها ، من نقش یک مراقب مناقصه را بر عهده گرفتم. آبیاری به یک آیین روزانه تبدیل شد ، یک یادآوری ملایم که رشد نیاز به حفظ و مراقبت دارد. دید جوانه های ریز و درشت در خاک ، به خودی خود پاداش-} یک نمایش ملموس از تولد دوباره باغ بود.
روز 30: در آغوش نقص
هر گیاه شکوفا نمی شد و هر شکوفه ای کامل نبود. سفر بازسازی یک باغ بدون اشکالات آن نیست. با این حال ، من یاد گرفتم که نواقص را در آغوش بگیرم ، و تشخیص دادم که آنها شخصیت و عمق را به چشم انداز در حال تحول اضافه می کنند. در quirks of Nature ، زیبایی منحصر به فردی پیدا کردم.
روز 40: شکوفه های تحقق

امروز ، در حالی که در باغ احیا شده ام قدم می زنم ، از یک کالئیدوسکوپ شکوفه استقبال می کنم. فضای غفلت یک بار- به پناهگاه رنگ و رایحه تبدیل شده است. هر گل گواهی بر تلاش سرمایه گذاری شده است ، اثبات زندگی مبنی بر اینکه با صبر و مراقبت ، حتی بیشترین گوشه ها را می توان در مناظر پر رونق زنده کرد.
بازسازی باغ من چیزی بیش از یک تلاش باغبانی نبود. این استعاره ای برای تجدید و مقاومت بود. این فرایند هنر برنامه ریزی ، اهمیت پرورش و زیبایی ذاتی در نواقص را به من آموخت. از آنجا که خورشید بر سر پناهگاه شکوفه من قرار می گیرد ، به من یادآوری می شود که ، دقیقاً مانند یک باغ ، گوشه های غفلت شده زندگی را می توان به فضاهای پر جنب و جوش و پر از زیبایی و امکان تبدیل کرد.
