روز 1:
امروز بالاخره تصمیم گرفتم حیاط خلوتم را به یک باغ زیبا تبدیل کنم. من همیشه به گیاهان و گل ها علاقه داشتم و اکنون وقت آن است که رویای خود را محقق کنم. با دستکش باغبانی و بیل، با هیجان برای شروع این سفر شروع به پاکسازی منطقه کردم.
روز 3:
من دو روز گذشته را صرف تحقیق در مورد بهترین گیاهان برای رشد در منطقه خود کردم و طرحی برای باغ ترسیم کردم. گل رز، زنبق و گل مروارید ظرافتی را به شما میدهد، در حالی که گوجهفرنگی و فلفل محصولات تازهای را برای خانواده من فراهم میکنند. این باغ محل زیبایی و رزق و روزی خواهد بود.
روز هفتم:
پیشرفت ثابت بوده است و باغ در حال شکل گیری است. کار سختی است، اما لذتی که از شکوفه دادن اولین گل ها احساس می کنم، ارزش آن را دارد. دخترم لیلی امروز به من ملحق شد و من نمیتوانستم از این که عشقم به باغبانی را به او منتقل کنم خوشحال باشم.

روز پانزدهم:
باغ اکنون پر از رنگ ها و رایحه هایی است که حواس را مسحور می کند. هر روز صبح، در میان گل ها قدم می زنم و زیبایی آنها را تحسین می کنم و احساس آرامش می کنم. باغبانی به یک فرار درمانی از شلوغی روزانه تبدیل شده است.

روز 30:
برداشت سبزیجات برای شام مستقیماً از باغ من به یک روال لذت بخش تبدیل شده است. خانواده من عاشق محصولات تازه و ارگانیک هستند و این باعث غرور من می شود. باغبانی نه تنها زیبایی را برای خانه ما به ارمغان آورده است، بلکه تغذیه و ارتباط با طبیعت را نیز به ارمغان آورده است.
روز 60:
من امروز یک مهمانی چای باغی برای چند دوست صمیمی ترتیب دادم. آنها از این تحول شگفت زده شدند و از اینکه چگونه توانستم چنین فضای پر جنب و جوشی ایجاد کنم شگفت زده شدند. این گواهی بر قدرت اشتیاق و سخت کوشی است، و امیدوارم باغ من الهام بخش دیگران باشد تا سفرهای باغبانی خود را آغاز کنند.

روز 90:
با غروب آفتاب تابستان، روی نیمکتی در باغم می نشینم و به سه ماه گذشته فکر می کنم. باغبانی به من صبر، استقامت و زیبایی پرورش زندگی را آموخته است. این به من احساس تازه ای از هدف و قدردانی از شگفتی های طبیعت داده است. این باغ فقط مجموعه ای از گیاهان نیست. این تجلی عشق و فداکاری من است.

