در یک صبح آفتابی تابستانی، قدم به باغم گذاشتم، گوشه ای آرام از زندگی ام و پناهگاهی شخصی. اطراف آن را حصارهای بلند و فضای سبز سرسبز احاطه کرده بود، نور خورشید از میان برگ ها عبور کرد و نقش های رنگارنگ روی زمین ریخت.
در مرکز باغ، یک گلدان به دقت نگهداری شده است که شکوفه های متنوعی دارد. رزهای قرمز، لالههای زرد و اسطوخودوس بنفش به آرامی در نسیم میچرخند، گویی مرا دعوت میکنند تا زیباییهایشان را درک کنم. هر زمان که گلها شکوفه می دهند، شادی وصف ناپذیری قلبم را فرا می گیرد. آنها فقط ثمره کار من نیستند، بلکه گواهی بر پیوند من با طبیعت هستند.
امروز تصمیم گرفتم با استفاده از ابزارهای تخصصی به باغ رسیدگی کنم. ماله دستی مطمئنم را گرفتم، دستهاش به دلیل سالها استفاده صاف ساییده شده بود، و شروع به حفاری با دقت اطراف پایه هر گیاه کردم. تیغه باریک و تیز ماله باعث میشود که خاک شل شود و علفهای هرزی که شروع به تجاوز به تخت گل کرده بودند را از بین ببرند. در حین کار میتوانستم بافت نرم و شکننده خاک را حس کنم که نشانه سلامت و حاصلخیزی آن است.
بعد از چنگال باغچه ام برای هوادهی خاک اطراف گل رز استفاده کردم. قلاب های محکم چنگال به راحتی در زمین نفوذ می کند، خاک فشرده شده را شل می کند و امکان جذب بهتر آب و مواد مغذی را فراهم می کند. با هر بار فشار دادن چنگال، احساس رضایت می کردم، زیرا می دانستم که این کار ساده به نفع گیاهان است.
بعد از هوادهی دستم به قیچی هرسم رسید. تیغه های تیزشان در زیر نور خورشید می درخشید و شاخه های بیش از حد رشد کرده بوته های رز را کوتاه می کردم. دقت بسیار مهم بود، زیرا ساقههای مرده یا اضافی را با دقت حذف کردم تا رشد سالم و شکوفههای پر جنب و جوش را تشویق کنم. تکه های تمیز قیچی ها راضی کننده بود و من از تبدیل بوته ها از نامنظم به شکل منظم لذت بردم.
در حالی که گلها سیر میشدند و از خاک مراقبت میشد، به سمت قسمت مورد علاقهام از باغ حرکت کردم: آلاچیق کوچک چوبی در گوشهای از حیاط. در محاصره حلقه ای از شکوفه های پر جنب و جوش، اینجا جایی است که استراحت می کنم. امروز یک کتاب آوردم و روی یک صندلی راحت داخل آلاچیق نشستم. رایحه گلهای تازه مراقبت شده با عطر خاکی خاک آمیخته شده و فضای آرامش بخشی را ایجاد کرده است. وقتی کتاب را باز کردم، نور خورشید از میان برگ ها عبور کرد، صفحات را گرم کرد و لذت بردن من از لحظه را افزایش داد.
زمان به سرعت گذشت و آفتاب بعد از ظهر شدت آن را کاهش داد. تصمیم گرفتم یک کار نهایی را انجام دهم: استفاده از بیلچه باغچه برای پاک کردن علف های هرز باقی مانده. تیغه عریض بیل زدن کار را کوتاه کرد و به زودی تخت گل بی عیب و نقص به نظر می رسید. در مرکز باغ ایستاده بودم، نفس عمیقی کشیدم و از فضای آرام و هماهنگی که ایجاد کرده بودم قدردانی کردم.
زندگی در باغ فقط در مورد پرورش گیاهان نیست. همچنین در مورد استفاده از ابزار مناسب برای پرورش باغ و درون من است. هر لحظه ای که صرف کار با این ابزارهای تخصصی می شود، ارتباط من با طبیعت را عمیق تر می کند و حس موفقیت من را تقویت می کند.
